الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

46

الغدير ( فارسي )

ديگرى در جواب امير المؤمنين عليه السّلام بگويد مراجعت نمود . و اين موضوع را حافظ بزرگ ابن عساكر در جلد 7 تاريخ شام صفحه 83 ، و سبط ابن جوزى در تذكرهء خود صفحه 42 و حافظ ابو بكر هيثمى در جلد 9 « مجمع الزوايد » صفحه 107 از طريق بزار ، و ابن حجر در جلد 1 « تهذيب » صفحه 391 باسنادش از طريق نسائى ، و سيوطى در « جمع الجوامع » ( بطوريكه در جلد 6 « كنز العمال » صفحه 83 مذكور است ) قريب بلفظ خوارزمى از طريق ابن عساكر ، و ابو عبد اللَّه محمّد بن محمّد بن يوسف سنوسى در جلد 6 « شرح مسلم » صفحه 236 ، و ابو عبد اللَّه محّمد بن خليفهء و شتانى مالكى در شرح مسلم جلد 6 صفحه 236 ، و شيخ ابراهيم وصابى در « الاكتفاء » از طريق ابن عساكر روايت نموده‌اند . ( حديث ركبان - در كوفه سال 36 ر 37 هجرى ) پيشواى حنبلىها - احمد بن حنبل با بررسى و دقت روايت نموده از يحيى بن آدم ، از حنش بن حارث بن لقيط نخعى اشجعى ، از رياح ( با ياء دو نقطه ) بن حارث ( 1 ) كه او گفت : چند تن در رحبه نزد على عليه السّلام آمدند و گفتند : السلام عليك يا مولانا . فرمود : چگونه من مولاى شما هستم در حالى كه شما عرب هستيد ؟ ! گفتند ما از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در روز غدير خم شنيديم كه فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه رياح گفت : چون از آنجا گذشتند ، من بدنبال آنها رفتم و پرسيدم اينها كيانند ؟ گفتند : گروهى از انصارند ، كه در ميان آنها ابو ايوب انصارى است . و باسندش از رياح روايت نموده كه گفت : گروهى از انصار را ديدم كه در رحبه نزد على عليه السّلام آمدند ، آن جناب پرسيدند : چه كسانى هستيد ؟ گفتند موالى تو يا امير المؤمنين . . . بشرح حديث و باز از او نقل كرده كه گفت : هنگامى كه على عليه السّلام نشسته بود ، مرديكه اثر سفر بر او بود داخل شد و گفت : السلام عليك يا

--> ( 1 ) رجال حديث از طريق احمد و ابن ابى شيبه و هيثمى و ابن ديزيل همه آنها ثقه هستند چنان كه شرح حال آنها در ضمن تابعين و طبقات علما گذشت .